یک خبر خوب اینکه آخر این هفته اولین مجله طنزهای بی قافیه ی اینترنتیمونو میبینید کم و کاستیشو ببخشید دیگه در حد وسعمون بود دومین خبرم یک نظر سنجیه میخوام دوتا بخش به وبلاگم اضافه کنم یک بخش داستان طنز که داستانای خودمو توش بنویسم با قالب طنز و خنده ی فراووووون و یک بخش 18+ (استغفرالله) البته میخوام نظر سنجی کنم ببینم کدومو بزارم با کدوم موافق ترید؟؟؟
کافیه یکبار تو ماشین یا یک جای دنج باشی و یک فکر خفن خلاف یا کلا به قولی غیر مثبت به ذهنت برسه از داییت و خاله و کل فامیل گرفته تا رفیقی که ده ساله ندیدیش تو همون مکان رویت میشند و همه هم ازت میپرسند کلک اینجا چکار میکنی انگار بو میکشند لامذهبا. حالا کافیه تو همون موقعیت مکان دنج باشی کلا فکر مثبتی داشته باشی ماشین که کلا به فنای عظما میره هیچ ، انگار همه یکدفعه به مرگ طبیعی دچار میشند و هیچوقت وجود خارجی نداشتند. شانس بیاریم مامور گشت پیداشون نشه و خفتمون نکنند ، حتما از گرسنگی میمیریم
میخوام از همین جا به نوستراداموس این مرد خستگی ناپذیر این زر زن بزرگ این دری وری گوی عالم تبریک بگم بخاطر شکم پریش و اینکه اون شبی که پایان دنیا رو دیده حسابی و تا انتها خرده بود و اصلا به فکر عمه ی مریضش نبوده کلا 7 میلیارد آدمو اسگل کردی به شیوه ی سامورایی رفت. ولی خوشم اومد ازینکه به فکر باقیات و صالحات خودت بودی و حتی با وجود اینکه گور به گور شدی ولی کاری کردی که سال های سال ازت یاد بشه و روحت مورد ستایش ما ایرانی ها و مردم جهان قرار بگیره. خلاصه امیدوارم با این کارت عمه ی گرامیت ازت راضی باشه
سلام. بابت تاخیر شرمنده این مطلبو باید دیشب میزاشتم ولی بخاطر مشغله ی فکری و شکمی اینجانب اصلا فرصت نکردم و شما به روی ماهتون ببخشید راستشو بخواید ما دیشب با تمام قوا در صحنه ی خرید میوه و آجیل بودیم و به این شکل رفتیم به پیشواز شب یلدا: