چیزی که ما ایرانیا توش بی انتها استادیمو حد و مرزی واسمون نداره گشادیه بعلههههههههه تازه گاهی از خودمون به بقیه هم انتقالش میدیم از بس بخشنده ایم
با توافقاتی که با این ذهن خراب و داغونمون انجام دادیم قرار شد یک بخش به وبلاگمون اضافه کنیم به نام سخنان تک جمله ای خودم (اصلا ابهت این بخش و انتخاب اسمش هلاکم کرد ) که نه زیاد فشار به خودمون بیاد نه به این مغز. خلاصه هم خودمون راحت میشیم هم شما که دیگه نخوایند زیاد وقت بزارید و چرت و پرتای منو بخونید تهش تگری بزنید البته یک خبر بد هم دارم هنوز چرت و پرتای طولانی که مینویسم ادامه داره ها ولی یکم کمتر میشه
اینبار میخوایم بریم سراغ عطسه و انواع اون. عطسه رو توضیح بدم یا بلدید چیه کار از محکم کاری عیب نمیکنه!!! تعریف: عطسه به هوای فشرده ای گفته میشه که یکدفعه زارتی از دهن و دماغ باهم خارج میشه با انواع صدا ها و پاشش مایعی از جنس آب دهن همراه با مخلفات که بستگی به تغذیه ی شخص قبل از عطسه کوفت کرده اند داره. بعضیا قبل عطسه کلی صدای جور واجور از خودشون در میارند از علی کوپتر و موتور هواپیما و دمپای ابری گرفته تا صدای اورانگوتان
بعدشم دهنشونو اندازه سوراخ لایه ی اوزون باز میکنند که تا ته اعماقشون معلوم میشه این اشخاص وقتی همه رو به اوج ترس و وحشت رسوندن آخرش میگند: پیس
یکسری دیگه هستند معمولی قبل عطسه یک نفس عمیق میکشند و راحت میگند هاپچه
سری آخرم کساییند که اصلا قبل عملشون هیچ رفلکس عصبی ندارند ولی یکدفعه یک صدای انفجار یا ترکیدن در حد بمب اتم میدند کلی املاح معدنی و اغذیه برای زنگ تفریح تراوش میکنند بیرون ، که کل پشم و کرک آدم فرتی میریزه رو زمین اگر بیشتر نشه و شلوارتو خراب نکنی
یک دانشمندو مسئولم نیست موضوع رو پی گیری کنه
چون شنبه یک عید بزرگ در پیش داریم سعی میکنم این دو سه روزه زودتر آپدیت کنم. البته فقط آپدیته نیاید فردا یقه منو بگیرید شیرینی بخوایندا من نه پولشو دارم ، اگرم داشتم نمیخریدم خب اولا میخوام به افتخار اون کسایی که هر وقت خواستند تو یک جمع حرف بزنند یا نظر بدند همه بهشون گفتند تو دیگه که نخور ابراز احساسات کنم و بگم اونجارو ازتون گرفتند ولی وبلاگ که هست مثل من اینجا حرفتون رو بزنید
این ازین بعد از اولا همیشه دوما وجود داشته و داره مگه اینکه طرف الکی گفته باشه یا با خودش درگیر باشه مثل من ، پس اصرار نکنید دوما نداریم ، فقط یک کرم بود و هیچ ارزش دیگری ندارد
این مطلب دارای چند بخش میباشد لذا خواهشمندیم مارا دنبال کنید
دانشگاه چیست؟ (قسمت اول)
دانشگاه از دو کلمه دانش و گاه به وجود آمده (نه بابا حال کردی جدا سازیو :دی) به جایی گفته میشه که در اونجا دانش با جد و آبادش به فنا یا به همان گاه انتهای کلمه اش میرود دانشگاه ازچند قسمت تشکیل شده که اولین و ضایع ترین و تو چشم ترین قسمتش حراست دانشگاهه جایی که شدید ترین تدابیر امنیتی و انواع گیر و گیره های جدید به شما دانشجوی گل منگولی داده میشه
حراستی ها در یک کلام آدم هایی عصبی ، موجی ، درگیر و اطلاعاتی هستند و فوق العاده ذهن خوان قوی دارند (کافیه یکبار که از کنارشون رد میشید فکرتون منحرف شه
) و با دیدن کوچکترین مورد مشکوکی از شما شما را به فنای عظما میدهند لذا قبل از عظیمت به دانشگاه پوشک خود را چک کرده و شروع به حرکت کنید. دوست شدن با حراست کار راحتی است ولی در بین دوستان چون رسم نیست و نمیپسندند موجب میشود به لقب های مختلفی نایل شوید (از آوردن القاب معذوریم همش صحنه داره
)
پایان قسمت اول
درباره ی چی بنویسمو نمیدونم درباره کجا رو هم نمیدونم موضوع زیاده مطلب هم زیادتر ولی مغز من فعلا یک خط صاف شده و دیگه رفلکسی نداره فکر کنم با این وضع تورم و بازار و ... اینم دیگه کلاس میزاره دیگه با نون پنیرو ، نون و کره مربا بارش بار نمیشه خاویار میخواد با سوشی و ... مغزم مغزای قدیم تا دلت میخواست چرت و پرت ذخیره داشتند که یک موقع اینطور کم نیاری. باید یک مدت باهاش قهر کنم یا اصلا هر روز ببرمش دم رستوران با کلاسا عذاب وجدان بهش بدم بلکه زیر شکنجه کم بیاره و دوباره شروع به کار کنه
نصفه شبی آپدیت
نکرده بودیم که به لطف این عروسیا و این چیزا امشب به این توفیق اجباری
نایل شدیم. تو عروسیا همچین میگند بیا وسط گرمش کن انگار میخواند فانتوم
هوا کنند خب داداش من یک وقت طرف بد منظورو میگیره بخاری خودشو روشن میکنه
هم مجلس گرم میشه هم بو و هوای محیط عوش میشه ها از ما گفتند شایدم گاهی
وقتا انقدر گرمش کنید که ته دیگ بشه ها
امروز شهادت امام محمد باقر (ع) بود ، تسلیت میگم و البته نزدیک سی روز دیگه روز تولد دکتر شریعتی هم هستش و بهش تبریک میگم البته تو محیط های مجازی و پیامک و . . . که عصمت دکتر شریعتی رو بردند زیر سوال
ولی خداییش من عاشقشم و به همین مناسبت یک جمله از خودم میگم امیدوارم دکتر شریعتی ازمون شکایت نکنه
اینایی هستند که بهشون میگی دوست دارم یا خیلی میخوامت یا ... بعد طرف مثل ببیی (منظور همان گوسفند است ) میگه منم همینطور یا میگه ممنون ، دوست دارم جفت پا که برم تو حلقش هیچی با پشت دست زارتی برنم در دهنش که صدای هویج بده. خب نمیمیری که بگو منم دوست دارم یا منم میخوامت آخه آدم انقدر گشاااااااااااااد (منظور بی حال است)