یکروزی باید اون کسایی رو که هر کاری کردم واسشون ولی باورم نکردند رو یک جا جمع کنم و برم دم گوش تک تکشون آروم و با یک حس خاصی که مملوء از احساس پاک (همون حسی که وقتی ناراحتی از کسی داری و میخوای بزنی لهش کنی رو میگم با حس دیگه لطفا اشتباه نشود) بگم خیلی خری تا این دلم کلی خوش خوشانش بشه
امتحلنش ضرر نداره ولی عواقبش پا خودت
من فهمیدم چی نوشتیدا مفهومو نگرفتم
akhey
اخه لامصبا از این گوش میشنون از اون یکی میدنش بیرون،بیچاره ما که بخوایم خودمونو خسته کنیم.ما با یکی دیگه طرفیم دادا
با کی طرفیییییییییییییی
حیف هویج که با این جور آدمها مقایسه کنی یه دور از جون هویج بگو
دور از جون هویج و خانوادش
اگه مردی نگو!
مابه این دنیااومدیم پاروی دل لعنتیمون بزاریم!
دلی که هرچی دلش میخوادمیگه!
دلم نمیاد بگم داداش من والا زودتر ازینا بهشون میگفتم
معلوم نیس چی کشیدی ک اینقدر این حس خاص و پاکت در حال فورانه. احساساتم درگیر شد
سند بزارم آزادش کنیم
ممنون که بهم سر زدی وبلاگت خیلی دوست داشتنیه
نظر لطفتونه
دلت خنک بشه والا به خدا نمیفهمن هر چقدر براشون کارهای مفید میکنی
والا اگر این تلاشو واسه هویج کرده بودی رنگش عوض میشد
آی گفتی
اگه دست بهشون رسید حتما بگو
بی لیاقتا
معلومه خیلی دلت پره
دلمون که پره ولی چند وقتیه ئرزش میکنم خالی شده دیگه از بس سوزونمشون
سلام دوست گلم اگه به هنر نقاشی و طراحی علاقه داری بیا مهمون من شو.مرسی گلم
علاقه که داریم وقتشو نداریم